به بهانه یک خاطره هسته‌ای!
۱۳۹۴/۴/۲۸
امروز کسی شک ندارد که پيشرفت‌های بومی در فناوری هسته‌ای، مهم‌ترين عامل شکل‌گيری فرآيند مذاکرات و برگ اصلی طرف ايرانی در اين مذاکرات پيچيده و طولانی مدت با کشورهای پنج بعلاوه يک بوده است. اما اين افزايش چشمگير دانش و فناوری درون‌زای هسته‌ای يک‌شبه و خود‌به‌خود اتفاق نيفتاده است. شکل‌گيری و تقويت نظام نوآوری اين صنعت حاصل تلاش و تصميمات خردمندانه هزاران دانشگر و مدير ايرانی در طی چند دهه (و به ويژه در دو دهه اخير) بوده است.
 
اين يک تجربه بومی از افزايش چشمگير سطح دانش و توان فناوری داخلی است که بايد آن را قدر دانست و از آن در صنايع ديگر بهره جست. فراموش نکنيم که هنوز برخی از صنايع داخلی فاقد حداقل پشتوانه دانشی و فناورانه داخلی هستند و بازارهای مربوطه (و البته منافع و اقتدار ناشی از آن) به کلی در اختيار شرکت‌های خارجی است. هنوز در برخی صنايع اصلی به واردات يک سری ماشين‌آلات  به اسم فناوری و راه‌اندازی آنها افتخار می‌کنيم. اگر بپذيريم که مقدمه کسب قدرت اقتصادی و صنعتی، افزايش دانش و توان فناوری داخلی است، بايد تجربيات بومی موفق در اين زمينه را موشکافانه تحليل کنيم و از آن درس بگيريم. 
 
امروز شايد باورمان نشود که زمانی نه چندان دور در ايران حتی يک نفر متخصص و دانش‌آموخته دانش هسته‌ای نبوده است. اگر می‌خواهيد تصوری از سطح دانش و فناوری داخلی در صنعت هسته‌ای در دهه 40 شمسی داشته باشيد، اين چند خط از خاطرات منتشر شده آقای مهندس رضا نيازمند را بخوانيد. وی که در اواسط دهه 40 شمسی معاون امور صنايع و معادن وزارت اقتصاد بوده در بخشی از خاطرات خود از آن روزها می‌نويسد:
 
"يک ماه بود معاون وزارت اقتصاد شده بودم که به من گفتند که شما بايد کميسيون انرژی اتمی را دعوت کنيد. ما در وزارتخانه چنين چيزی نداشتيم. گفتند اين يک قانون است و همه ممالک خاورميانه يک کميسيون اتمی ايجاد کرده‌اند. رييس آن نخست وزير مملکت است و تمام اعضای آن دانشمندان اتمی هستند. گفتم: من معاون وزير اقتصاد هستم اين کار به من چه ربطی دارد؟ گفتند اين وظيفه نخست وزير است و چندين بار او استادان فيزيک دانشگاه تهران را دعوت کرده و متوجه می‌شود که آنها هيچ چيز از اتم سرشان نمی‌شود. ناچار گفته به جای من وزير اقتصاد اين کار را انجام دهد. وزير اقتصاد هم چند بار استادان مربوط در دانشگاه تهران را دعوت کرده و جلسات بی‌نتيجه بوده است و حالا از من خواسته بود که من اينکار را انجام دهم. ... گفتم حالا اعضای آن چه کسانی هستند؟ گفتند اين‌ها تمام اساتيد رياضی و فيزيک دانشگاه تهران هستند که هفت نفر بودند. ... در اولين جلسه به آنها گفتم حالا شما آقايان به من بگوييد که درباره انرژی اتمی ما بايد چه کار کنيم؟ آنها گفتند اگر قرار باشد سازمان انرژی اتمی در مملکت درست بشود ما بايد بگوييم چطور درست شود. ولی آنها خودشان هم درس انرژی اتمی نخوانده بودند... من به آنها گفتم حالا شما درباره انرژی اتمی چه کاری می‌کنيد؟ گفتند ما در جلسات سازمان انرژی اتمی در وين شرکت می‌کنيم و چون بقيه کشورهای توسعه يافته از ما اطلاعات بيشتری دارند ما از کنفرانس‌های آنها مطالب مربوط به اتم را می‌آموزيم. يکی از آنها گفت که در جلسه قبل، رئيس هيئت سويس يک ايرانی بود. گفتم اسم او را می‌دانيد؟ گفت: دکتر اکبر اعتماد. من خوشحال شدم که اقلا ما يک محقق اتمی داريم. من در معاونت صنعتی وزارت اقتصاد اتاقی درست کردم که روی پلاک آن نوشته بود "کميسيون انرژی اتمی ايران". من از آقايان استادان که به وين می‌رفتند تقاضا کردم که هر بار که به وين می‌روند تا در سمينارها و کنفرانس‌ها شرکت کنند، تمامی نوشته‌های مربوط به بحث‌ها و مقالات اتمی را جمع‌آوری کنند و به ايران بفرستند. برای اين کار 2000 دلار هم به آنها دادم. گفتم اين‌ها را بفرستيد اينجا تا من بگذارم در اين اطاق و ... اينجا بشود کتابخانه اتمی ايران. آنها رفتند وين و بعد از دو هفته برگشتند. يکی از آنها به من گفت تو پدر ما را درآوردی. گفتم چرا؟ مگر من چه کردم؟ گفتند ما آنقدر با زبان خود تمبر خيس کرديم و چسبانديم روی پاکت‌های پست که زبانمان زخم شده است. بعد يکی از استادان زبانش را درآورد که نشان دهد زخم شده است. اين را که شنيدم و ديدم مثل اين بود که مس داغ ريخته‌اند روی سر من. گفتم چرا تمبر را با زبانتان خيس کرديد؟ يک نعلبکی آب اين کار را می‌کرد. علاوه بر آن مگر شما در هتل زندگی نمی‌کرديد؟ اين که کاری نداشت يک زنگ می‌زديد به مامور هتل که يک کارتون برای شما بياورد و همه کتاب‌ها و مقالات را می‌گذاشتيد داخل کارتن و بعد دستور می‌داديد که آنها را به آدرس من پست کند. اين قضيه که تمام شد من به وزير اقتصاد نوشتم که من با اين آقايان نمی‌توانم "کميسيون انرژی اتمی ايران" را اداره کنم. به شخص ديگری ارجاع کنيد. او هم به نخست وزير نوشت که ما نمی‌توانيم اين کميسيون را اداره کنيم... چندی بعد شنيدم دکتر اکبر اعتماد به ايران آمده است و کارهای اتمی بر عهده او قرار گرفته است." [1]
 
 ---------------
[1] کتاب "تکنوکراسی و سياست‌گذاری اقتصادی در ايران به روايت رضا نيازمند"، نوشته علی اصغر سعيدی، نشر لوح فکر، چاپ دوم، 1394.  
 




نظر کاربران

سلام آقای دکتر باقری عزیز
با توجه به اینکه شخصا همیشه از مقالات و نوشته های شما استفاده میبرم و فکر میکنم شما همیشه از منابع مطمئنی استفاده میکنید و بدون منبع کمتر صحبتی دارید، در مورد این جمله:
"امروز کسی شک ندارد که پيشرفت‌های بومی در فناوری هسته‌ای، مهم‌ترين عامل شکل‌گيری فرآيند مذاکرات و برگ اصلی طرف ايرانی در اين مذاکرات پيچيده و طولانی مدت با کشورهای پنج بعلاوه يک بوده است. اما اين افزايش چشمگير دانش و فناوری درون‌زای هسته‌ای يک‌شبه و خود‌به‌خود اتفاق نيفتاده است. شکل‌گيری و تقويت نظام نوآوری اين صنعت حاصل تلاش و تصميمات خردمندانه هزاران دانشگر و مدير ايرانی در طی چند دهه (و به ويژه در دو دهه اخير) بوده است."
چند نکته به ذهن بنده میرسد که میخواستم نظرتون رو جویا بشم:
1- بنده تجربه زیادی در حوزه صنعت هسته ای کشور ندارم اما به واسطه ارتباط کوتاهی که 1.5 سال پیش با دوستان این صنعت برقرار شد (که البته هیچوقت منجر به کار مشترک نشد) کمی با سازوکارهای توسعه فناوری این صنعت آشنا شدم. با توجه به همین اطلاعات اندک به نظرم رسید که تقریبا فرآیندی برای توسعه علم و فناوری مرتبط در این صنعت پیشبینی نشده است البته به غیر از انتقال فناوری. (امیدوارم که گزاره بنده اشتباه باشد). به طوریکه برای عقد قرارداد توسعه فناوری و محصول جدید که مورد نیاز بود، هیچ روال و فرمتی وجود نداشت و در نهایت همین موضوع منجر به عدم همکاری گشت.
2- احتمالا برای شما هم پیش آمده که هنگامی که سوار تاکسی میشوید متوجه میشوید که راننده محترم تاکسی، کارشناس و یا کارشناس ارشد یکی از رشته های خوشنام میباشد که به علل مختلف روی آن صندلی نشسته است.
در نتیجه متأسفانه، به نظر میرسد که تعداد زیاد دانش آموخته در یک رشته هایتک به تنهایی نشانه مثبتی نمیتواند باشد. شاید اگر به جای این رشته ما تعداد زیادی دانش آموخته در رشته های مرتبط با صنعت (علم و فناوری) فرش و یا زعفران و ... داشتیم نتیجه بهتری هم حاصل میگشت، شاید.
3- استفاده از لغت "کسی شک ندارد"، به نظرم خیلی از نظر دوستانه صحیح نیست. چون ممکن است کسانی که مثل بنده اینگونه فکر نمیکنند، روشون نشه نظرشون رو بگن :) البته اینبار اینطور نشده.
بازم ممنون از فضایی که برای بحث پیرامون موضوع نوآوری فراهم آورده اید.
شاد باشید
نوشته شده توسط ایمان زرین عضو در تاریخ ۱۳۹۴/۴/۲۹
2
0

سلام دکتر . گزارش خوبی بود . سال 61 وقتی در دفتر خودکفائی وزارت صنایع مشغول به کار شدم . مسئول فرهنگ سازی . ایجاد واسقرارتحقیق و توسعه در صنایع کشورمان منصوب شدم .این کار بقدری وقت گیر و زمان بر بود که بعد از 20 سال وقتی به مدیر عامل واحدی میگفتیم R&D دارید ؟ به روی خودش نمی آورد . میگفت داشتیم تموم شد !! خوشختانه امروزه سر تیتر مذاکرات هسته ای در رسانه های کشورمان بحث تحقیق و توسعه بوده و است.
این حرکت و شتاب تکنولوژی در حوزه هسته ای برای صنعت کشور مان
در آینده نزدیک یک مزیت و فرصت محسوب خواهد شد
نوشته شده توسط حمید طاهباز توکلی در تاریخ ۱۳۹۴/۴/۲۹
0
0

جناب آقای دکتر باقری
با سلام و درود.

جنابعالی به بیاناتی از آقای مهندس نیازمند به عنوان رفرنس وضعیت فناوری در ایران اشاره فرموده اید که سخنان سرگرم کننده و بامزه ای است اما با واقعیت های تاریخی تطابق ندارد و بیشتر یک طنزپردازی داستان سرایانه تلقی می شود. هرچند ایشان نقش مهمی در ایجاد برخی صنایع در کشور ما داشته اند اما شاید در سال 1393 خواسته اند به عنوان آخرین پیوستگان به قافله تاریخ نویسان و به تقلید از کلیه رجل دوران پهلوی نقش خودشان را در پیشرفت انرژی اتمی ایران عمده جلوه دهند که ظاهرا در انتهای صحبتها معلوم می شود فقط در چند جلسه مرتبط با این امر شرکت کرده اند.

درهرصورت لطفا در صورت تمایل و برای روشن شدن موضوع به مطالب زیر توجه فرمایید. مرجع تمام مطالب موجود است که در صورت درخواست ارائه خواهد شد.

1. در سال 1335 دانشگاه تهران، مرکزی را تحت عنوان مرکز اتمی دانشگاه تهران برای آموزش و پژوهش هسته‌ای پایه گذاری کرد. در سال 1336 کمیسیون ملی انرژی اتمی ایران زیر نظر نخست وزیر وقت و با حضور نمایندگان وزارت‌خانه‌های بهداری، کشاورزی، صنایع و معادن و نیز نمایندگان دانشکده‌ علوم و دانشکده‌ فنی دانشگاه تهران همراه با شرح وظایف آن کمیسیون تشکیل می‌شود، که از طرف دانشکده‌ علوم دانشگاه تهران، دکتر حسابی به عنوان نماینده در این کمیسیون شرکت می‌کند.

2. چندی بعد در سال 1337 به پیشنهاد دانشگاه تهران، ساخت یک رآکتور اتمی در دستورکار دولت قرار گرفت و تصویب شد.
3. از همان ابتدا که کنفرانس استفاده صلح‌جویانه از انرژی اتمی زیر نظر سازمان ملل تشکیل شده بود، پروفسور حسابی به عنوان عضو اصلی و رئیس هیات ایرانی از طرف ایران شرکت می‌کرد. به جز ایشان آقای دکتر غلامعلی بازرگان (از طرف دانشکده‌ی فنی) و آقای دکتر جناب هم در این کنفرانس‌ها حضور داشت که بعدا آقای دکتر علی اصغرآزاد هم در آن کنفرانس‌ها شرکت می‌کرد.

4. در همین سالها آیزنهاور، رئیس جمهور آمریکا، جهت تبلیغ طرح خود (اتم برای صلح) یک رآکتور اتمی به ایران داد. عملیات ساختمانی رآکتور دانشگاه تهران در 1340 توسط شرکت آمریکایی AMFآغاز و در آبان ماه 1346 آمادۀ کار شد و مورد بهره‌برداری قرار گرفت. ظرفیت این رآکتور 5 مگاوات و از نوع آب سبک بوده و تا سال 1372 با سوخت اورانیوم با غنای بالا (93 درصد) کار می کرد.ریاست مرکز اتمی دانشگاه تهران ابتدا با دکتر حسابی بود و بعد به دکتر علی‌ اصغر آزاد از اساتید دیگر دانشگاه تهران این مسئولیت را به عهده گرفت. هم‌چنین دکتر کمال الدین جناب دیگر استاد فیزیک اتمی دانشگاه تهران (فارغ التحصیل فیزیک هسته ای از Caltech و دانشجوی رابرت میلیکان برنده جایزه نوبل) هم در کنار دکتر آزاد حضور داشته و بر فعالیت‌های مرکز اتمی دانشگاه تهران نظارت داشته باشد.

5. دکتر حسن پرنیان‌پور از طرف دکتر حسابی انتخاب و بر‌اساس مفاد پیمان سنتو ماموریت می‌یابد، تا در عراق نسبت به آموزش‌ عراقی‌ها در مورد انرژی هسته‌ای و فیزیک ذرات بنیادی اقدام کند. (اواخر دهه‌ 1330شمسی( هم‌چنین دکتر نظامی هم در همان زمان ، ماموریت داشت تا نسبت به آموزش‌های یادشده در پاکستان فعالیت کند. جالب این‌که در اواخر دهه‌ 1330شمسی و اوایل دهه‌ 1340 عراق و پاکستان آموزش‌های هسته‌ای خود را به کمک ایرانیان انجام می‌داده‌اند و متاسفانه هیچ‌یک از رسانه‌های ما در شرایط حاضر یا به این نکته توجهی نمی‌ کنند یا از آن بی‌خبرند!

6. هم‌چنین اولین شتاب دهنده ذرات بنیادی خطی ( ماشین واندوگراف) در اواخر دهه‌ 1330 شمسی و زیر نظر پروفسور حسابی در دانشکده‌ علوم دانشگاه تهران راه‌اندازی شد. در دهه‌ 1340 و پس از راه‌ا‌‌ندازی رآکتور اتمی دانشگاه تهران، این ماشین به محل رآکتور در امیرآباد شمالی منتقل شد و زیر نظر دکتر صمد فرخی که اولین ایرانی آموزش دیده در زمینه واندوگراف بود دوباره راه‌اندازی شد.

7. تمامی فعالیت‌های یاد شده سال‌ها قبل از تاسیس سازمان انرژی اتمی ایران (در سال 1353) و حضور دکتر اکبر اعتماد در این سازمان انجام شده است.

8. در سال ۱۳۵۳، محمدرضا پهلوی، سازمان انرژی اتمی ایران (A.F.O.I) را تأسیس کرد و دکتر اکبر اعتماد، به ریاست آن منصوب شد. دکتر اکبر اعتماد سال ۱۳۰۹ در همدان به دنیا آمد. برای ادامه تحصیل به سویس رفت و در سال ۱342 از دانشگاه لوزان سوئیس فارغ التحصیل شد. در سال ۱۳۴۴ به ایران بازگشت و توسط صفی اصفیا، رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه، بعنوان مشاور طرح پژوهش‌های رآکتور اتمی استخدام شد. سال بعد، دفتر انرژی اتمی سازمان برنامه و بودجه را بنا گذاشت و خود به مدیریت آن منصوب شد و تا سال ۱۳۴۶ دراین مسوولیت باقی‌ماند. در سال ۱۳۴۷ به سمت اولین رئیس موسسه تحقیقات و برنامه‌ریزی علمی و آموزشی، که بدیل ایرانی مرکز ملی پژوهش‌های علمی (CNRS) در فرانسه بود، منصوب شد. در سال ۱۳۵۳ ریاست سازمان انرژی اتمی ایران را به دست گرفت و این سازمان را بنیان نهاد. اعتماد تا سال ۱۳۵۷ ریاست سازمان انرژی اتمی ایران را به دست داشت.

نوشته شده توسط محسن حامدی در تاریخ ۱۳۹۴/۴/۳۰
1
0

نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.