سرزمين آينده يا آينده سرزمين
۱۳۹۶/۷/۱۹
اين نوشته در تاریخ 19 مهرماه 1396 در صفحه نخست روزنامه شرق منتشر شد که در ادامه عینا به شما همراهان هم‌آفرينی تقديم می‌شود: 
---- 
"آيا تا بحال به اين فکر کرده‌ايد چه می‌شد اگر تمام نوابغ، باهوش‌ترين‌ها و خلاق‌ترين آدم‌های جهان تصميم می‌گرفتند که واقعا جهان را تغيير دهند؟ اما کجا؟ کجا می‌توانستند دست به چنين کاری بزنند؟ آنها برای اين کار به مکانی نياز دارند که دور از سياست‌ورزی و پيچيدگی‌های اداری باشد. جايي که چيزی نتواند تمرکزشان را بر هم بزند. جايي خالی از حرص و طمع. مکانی پنهان که در آن بتوانند بسازند هر آن چه در روياهای افسارگسيخته‌شان به تصوير ‌کشيده می‌شود."
 
اين جمله‌ها، بخشی از دیالوگ‌های فيلم علمی- تخيلی "سرزمين آينده" است که در سال 2015 توسط والت ديزنی به کارگردانی براد برد و هنرپيشگی جورج کلونی ساخته شده. اين فيلم با جلوه‌های تصويری ويژه و خلاقانه‌اش، دريچه‌ای به دنيای آينده باز می‌کند. دنيايي که توسط کودکان خلاق و کنجکاو امروز ساخته خواهد شد. اين فيلم ساخته شده تا به نوجوانان مخاطبش اين پيام را بدهد که تسليم محدوديت‌ها نشوند و به باورهای عام و تکراری تن ندهند. پيام اصلی اين فيلم به کودکان و نوجوانان این است که باید برای روياپردازی جسارت دوچندان داشته باشند و برای تحقق روياهای خود، سماجت بيشتری به خرج دهند. 
 
 
 
اکنون کشوری را فرض کنید که کودکان آن مدام و در همه جا اين پيام را دريافت می‌کنند که برای روياهای آنها مرزی نيست و بايد برای تحقق آينده رويايي خود دل به دريا بزنند. حس روياپردازی کودکانه آنها در درون خانه‌ها، در مدرسه‌ها، در خيابان‌ها، در سينماها و .... پروبال‌ داده می‌شود. چنين نسل روياپردازی، سقف پرواز ندارد و پايه‌گذار تغييرات و پيشرفت‌های بزرگ خواهد بود. چنين کشوری، در حال ساختن پايه‌های قدرت ملی آينده‌اش در فکر و ذهن نسل بعدی يا همان کودکان و نوجوانان است. نسلی که از دل آن مديران و سياستمداران روياپرداز و جسور پرورش خواهند يافت. 
 
تشويق روياپردازی در این کشور فرضی تنها به نسل کودک و نوجوان ختم نمی‌شود. اکنون بزرگ‌ترين بنگاه‌های اقتصادی اين کشورها در دست مديران روياپردازی است که مايلند برای تسخير بازارهای جهانی، کارکنان توانمند و خلاق را به خدمت بگيرند و محيط کاری را برای پرواز روياهای کارکنان مهيا کند. فراموش نکنيم که بسياری از فناوری‌ها و محصولات امروزی، روزی روياهايي بلند پروازانه بودند که توسط دانشمندان و مديران پيشرو مطرح و جسورانه دنبال شدند. مگر شبکه جهانی اينترنت يا موتور جستجوگر اينترنتی روزی يک رويای بزرگ تلقی نمی‌شدند. همان روياها امروزه درآمدهای ميليارد دلاری نصيب شرکت‌های پيشرو کرده و آنها را در صدر فهرست پول‌سازترين بنگاه‌های اقتصادی جهان نشانده است. 
 
 
 
شايد جالب باشد بدانيد که خالقان فيلم سينمايي "سرزمين آينده" بلافاصله پس از اکران فيلم به شرکت گوگل دعوت می‌شوند تا برای کارکنان اين شرکت درباره آينده و شيوه‌ی خلق اثر آينده‌نگرانه خود بگويند (مشاهده ویدئو). کارگردان فيلم در سخنرانی خود در گوگل می‌گويد که هدف از خلق اين اثر، تنها تشويق نوآوری و روياپردازی درباره آينده بهتر نبود، بلکه به تماشاگر القا کردیم که "بايد رويا را با اقدام همراه کرد. نمی‌توان لم داد و انتظار داشت که رويا خودش محقق شود." وی سپس کارکنان گوگل را خطاب قرار می‌دهد و می‌گويد: شما به خوبی می‌دانيد چه می‌گويم چرا که کار روزانه شما همين است. 
 
اکنون یک لحظه برگرديد و کشور دومی را تصور کنيد که رسانه‌های پرمخاطبی همچون شبکه‌های تلويزيونی‌اش مدام از محدوديت‌های داخلی و بین‌المللی می‌گويند و تصويری هولناک از آينده به تصوير می‌کشند. تيراندازی در دانشگاه‌‌های فلان کشور را نمايش می‌دهند و کشتارهای تروريستی در ديگر کشورها را فرياد می‌کنند. مدام از بحران زيست محيطی، آلودگی هوا، کم‌آبی، کودک‌آزاری، بحران بی‌کاری، تحريم اقتصادی و احتمال جنگ، تصوير و تحليل می‌دهند. پدرها و مادرها هم مدام از نگرانی برای تامين هزينه‌های زندگی و پرداخت به موقع اجاره منزل و اقساط خريد ماشين سخن می‌گويند. کودکان مظلوم اين کشور از تلويزيون و والدين هم که دور می‌شوند، گرفتار مدرسه‌ها هستند. مدرسه‌هایی کوچک با ديوارهايي بلند و پنجره‌هايي با حفاظ و نرده آهنين. جايي که در آن خلاقيت کودکان سرکوب می‌شود. جايي که کودکان در گفتار و رفتار، به همرنگ جماعت شدن و به حافظه سپردن و تکرار کورکورانه دانسته‌های گزينشی وادار می‌شوند. 
 
خيلی از مديران اين کشور فرضی، گرفتار ديروز خود هستند و سينما و سينماگران آن هم، راوی گرفتاری‌های امروز شده‌اند و حتی اگر بخواهند نمی‌توانند تصويری الهام‌بخش از آينده ارائه دهند. نسل آينده چنين کشوری محکوم به سرکوب روياهای نداشته فردای‌شان هستند. محکوم به چشم قربان گفتن و دنباله‌روی بی‌پرسش. 
 
اکنون به کودکان و نوجوانان ايران زمين نگاهی بيندازید و صادقانه قضاوت کنيد که به کدام دسته نزديک‌ترند: فرزندان کشور فرضی اول يا دوم؟ متاسفم که پاسخ اين پرسش تا حد زيادی روشن و البته نگران‌کننده است. افسوس که نمی‌دانيم برای ساختن آينده‌ای بهتر، بيش و پيش از تصويب و ابلاغ انواع سندهای ريز و درشت چشم‌انداز، بايد دل‌نگران مدل ذهنی نسل آينده کشور باشيم.
 
اکنون که اين متن را می‌نويسم اميد چندانی به تغيير رويه‌های غالب در رسانه‌ها و مدارس سرزمين محبوبم در کوتاه‌مدت ندارم. مديرانی که روياپردازی و نوآوری را مذموم می‌دانند و به تمام معنا درگير تکرار و تکرار هستند، نمی‌توانند پرچمدار تغيير الگوی ذهنی نسل آينده باشند. اما معتقدم که پدران و مادران تحصيل‌کرده ايرانی اگر از اهميت خلاقيت و روياپردازی در ساختن آينده فرزندان‌شان آگاه شوند، خودشان پيشگام شده و فضای خانه را برای پرواز بی‌نهايت روياهای کودکان، مهيا خواهند کرد. آنها فرزندان‌شان را از امواج مسموم رسانه‌ها و محيط پيرامونی تا حد امکان دور می‌کنند تا اوج گرفتن آنها را ممکن کنند. 
 
همچنين باور دارم که مديران شرکت‌های نوآور خصوصی می‌توانند برنامه‌هايی ويژه‌ برای تقويت و تشويق روياپردازی کارکنان و به ويژه همکاران تازه وارد و جوان‌شان طراحی کنند و با اين کار، راه را برای اجرايي شدن روياها و موفقيت پايدار شرکت‌شان باز کنند. فراموش نکنيم که تسخير بازارهای جهانی، نيازمند خلقِ محصولات و خدماتی نوآورانه‌ است. آفرينشی که جرقه‌های اوليه آن در ذهن افراد روياپرداز و خلاق زده می‌شود. 
 




نظر کاربران

جناب دکتر باقری عزیز یا سلام
مطلب پر مغز این نوشتار در کانال کارآفرینان کوچک به آدرس @KidzBiz
https://t.me/KidzBiz
بازنمایی شد. ضمن غنا بخشیدن به این کانال تلگرامی، امیدوارم کمک کوچکی به اشاعه اندیشه های بلند شما باشد.
نوشته شده توسط احمد الهیاری در تاریخ ۱۳۹۶/۷/۲۲
1
0

نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.